آسمون آبی
دشمني ديگر چيست جور ديگر بايد ديد پروردگارا دست گير صورت ها رنگين است دل ها غمگين است چشم ها گريان است قلب ها عريان است خون ها بي رنگ است لعل ها پر خون است دل بستن سخت است دل شكستن سهل است دست ها چه سرد است زندگي دردمند است چشم ها بدبين است دل ها پركين است خاطرات چركين است وجدان خشمگين است شعرم غمگين است چشمم اشكين است چاره ام همين است جز اين اهم نيست چاره خودت ساز ما را دوباره اينم شعر خودمه هر وقت دلم ميگيره ميخونمش.من شاعر خوبي نيستم و فقط واسه دل خودم شعر ميگم بعضي وقتا با شعر بهتر ميتونم حرف دلمو بزنم اين شعرو وقتي كه بينهايت دلم گرفته بود سرودم بعضي وقتا از خودم ميپرسم چرا اينقدر دنيا بي رحمه نميدونم چرا ادما اينقدر از هم دورن چرا نميتونن همه رو دوست داشته باشن!اصلا چرا بايد از يه نفر كينه ونفرت داشته باشيم؟؟؟؟؟چرا نميتونيم همديگرو دوست بداريم بدون اينكه دل كسي رو بشكنيم زندگي كنيم؟كاش اينقدر خودخواه نبوديم كاش ميتونستيم همديگرو درك كنيم كاش... نظرات شما عزیزان: atena
![]() ![]() ساعت13:00---7 تير 1390
elahi bemiram chera
font> دو شنبه 6 تير 1390برچسب:, :: 20:29 :: نويسنده : مهسا
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |